5:26 PM  سه شنبه، 19 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت

 

1- روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن


2- سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند


3- وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين

 

 

4- وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين و.......

باقی در ادامه ی مطلب!

باور کنید قشنگه!

 

 

 

 

tempfa.comموضوع: اصلی | لینک مستقیم |  نویسنده: زئوس   | نظرات 2  ادامه مطلبtempfa.com
5:18 PM  سه شنبه، 19 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت

  

اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است در حالي كه:

 

1) سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط براي استراحت است،

به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند.

 

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق براي يك فرد نرمال مشكل است.

بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند.

 

3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است كه جمعا" 122 روز ميشود.

بنابراين 141 روز باقي ميماند.

 

4) اما سلامتي جسم و روح روزانه 1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا" 15 روز ميشود.

 پس 126 روز باقي ميماند.

 

5) طبيعتا" 2 ساعت در روز براي خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود.

 پس 96 روز باقي ميماند.

 

6) 1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفني لازم است.چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.

اين خود 15 روز است.

پس 81 روز باقي ميماند.

 

7) روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص ميدهند.

پس 46 روز باقي ميماند.

 

8) تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند.

پس 16 روز باقي ميماند.

 

9) در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد.

پس 6 روز باقي ميماند.

 

10) در سال حداقل 3 روز به بيماري

طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است.

 

11) سينما رفتن و ساير امور شخصي

 هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند.

 

12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست.

چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!!

 

نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نميتواند اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد

 

tempfa.comموضوع: اصلی | لینک مستقیم |  نویسنده: زئوس   |(نظر بدهید.)  tempfa.com
7:37 PM  شنبه، 19 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت

خوب بعد از دانلود ابلیس و رپ و فحش و غیره بد نیست آهنگ های آلبوم جدید مهدی نامجو رو با شعر های حافظ و رهی معیری و ... بشنوید !

اسم آلبوم : سنتی ها

لینک از سایت سرزمین است ! برای کسانی که سرزمین براشون ف ی ل ت ر شده و سایت های دیگه ای هم هست که مطالب ارزشمندی داره و ف ی ل ت ره یک هدیه دارم! سدشکن قوی برای دانلود !

* این سدشکن مخصوص مرورگر مایکروسافت آی ای (اینترنت اکسپلورر) بوده و در نود و پنج درصد مواقع در مرورگر های دیگر اثر نمیکند !
** هیچگونه مسئولیتی در مورد سوء استفاده از این متوجه این وبلاگ نیست !

tempfa.comموضوع: اصلی | لینک مستقیم |  نویسنده: آپولو   | نظرات 1  tempfa.com
3:42 PM  سه شنبه، 8 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت

با سلام
آپولو ، خدای خورشید ، نماد نور و روشنایی ... و اسم مستعار من در این وبلاگ !
خوب خیلی چیزای جالبی داشتم که بنویسم ! اما بعد از خوندن مطلب پایین در مورد رمان ها تصمیم گرفتم منم مطلبی که در مورد شعر ها توی ذهنمه و مدت هاست درد دلم شده رو بنویسم !
من اینجا سه نوع شعر فارسی رو بررسی میکنم و حرف هام رو میگم ! اما قبلش می خوام یک قصه تعریف کنم ... نه از اون قصه که میگن تا خوابشون ببره ! بلکه می خوام یک سری افراد رو از خواب بیدار کنم :
بعد از انقلاب صنعتی و پایان دوره رنسانس در اروپا و بخصوص آمریکا که مورد بحث ماست ، شعر ، که مانند ایران دارای وزن و بخصوص قافیه بود تحولی پیدا کرد و تبدیل به اشعاری بدون وزن و بدون قافیه شد ! در کمتر از سی سال و در حوالی سال های 1920-1930 موسیقی جدیدی در جهان رشد پیدا کرد به نام (رپ) ! موسیقی ای که نه وزن و نه قافیه داشت و حرف های رکیکی پشت سر هم سوار شده بود ... سر انجام چند سال بعد این بیماری شعری به شعر ایران هم سرایت کرد ... و فردی در ایران پیدا شد به نام نیما یوشیج و بعد از اون افرادی مثل شاملو و شعری مثل شعر سفید که من ترجیح میدم به شعر سپید بگم (تکست رپ !!!!!!!)
خوب بچه ها قصه تموم شد ...

شعر عروضی (کلاسیک)

این شعر ریشه و اصل شعر فارسی و به نظر من زیباترین و عمیق ترین شعر دنیاست ! در حدود قرن های شش و هفت با گسترش سبک زیبای غزل و تبدیل این سبک به غزل های عرفانی شعر فارسی به اوج خودش رسید و شاعران بعدی این سبک ها رو ادامه دادند. در هر سبکی یک اسطوره بوجود آمد : در غزل حافظ و سعدی ... مثنوی نظامی و فردوسی ... قصیده سعدی و ابن یمین ... رباعی خیام و...
با بوجود آمدن این اسطوره ها و با وجود شعر های قوی اونها کسی دیگه نمی تونست به پای اونها برسه و در نتیجه هیچ شاعری نتونست اونطور که باید بدرخشه ! در نتیجه بعد از صائب که آخرین شاعر عروضی درخشنده بود موج جدیدی به وجود آمد. موجی که شاعران بزرگی مثل پروین اعتصامی از اون دور ماندند و در نتیجه اونطور که باید معروف نشدند...

شعر نو (نیمایی)

شعر نوی نیمایی سبکی بود که توسط نیما یوشیج پایه گذاری شد و به فاصله اندکی بعد از مقابله های طرفداران عروض ! گسترش و شهرت یافت. این سبک نه تنها تقلیدی آشکار از سبک های جدید شعر غربی بود ، بلکه فقط و فقط با این هدف بود که شاعران بتوانند مفاهیم و سبک نوئی را برای بیشتر درخشیدن پیاده کنند زیرا که مفاهیم و سبک شعر عروضی آنقدر کامل بود که هیچکس نمیتوانست افکار نوئی رد آن پدید بیاورد ! در این بین شاعران بزرگی چون هوشنگ ابتهاج سعی کردند نوگرایی را در شعر عروض پیاده کنند و تا حدی موفق بودند !!!!

شعر نو (سهراب و فروغ)

سهراب و فروغ نسل جدیدی از شعر نو بودند که توانستند با نگهداری آداب شعر نو و اجرای وزن هجایی در میان اشعارشان سبکی جدید ارائه دهند. فروغ سبکی ارائه داد که به شعر زنانه معروف شد و بسیاری از شاعران مونث بعد از او از این سبک پیروی کردند. سبکی که همراه با افکار زنانه ، امیال جنسی و آغوش های پر مهر مادری بود ...
سهراب شعر نو را با مفاهیم عرفان ایرانی و بودائی مخلوط کرد ، به هند رفت و از فرهنگ هندو ها الهام گرفت و سبکی بنیان گذاشت که افراد اندکی موفق شدند آن را ادامه دهند ...

شعر نو (تازه ها)

شعر نو حالا به طور کلی شعر کلاسیک را کنار زد و در راس کار شاعران قرار گرفت و شاعرانی مانند فریدون مشیری و ... هر کدام با ویژگی های خود آثار بی نظیری ثبت کردند و از اینجا بود که شعر پارسی رو به بیراهه گذاشت ...

شعر سپید

شعر سپید سبکی که از تمام قافیه ها و وزن ها دور ماند و حتی وزن هجایی که در شعر نو نیمایی وسهراب رعایت می شد و یا قافیه تلفیقی که در اشعار مشیری و هم نسلانش دیده میشد هم از گزند شعر سپید در امان نبود. شاعران چون شاملو تفکرات باز و وسیعشان را قربانی شعر نو کردند و از آن روز بود که شعر از هنر به یک حرفه تبدیل شد ...

فرق هنر و حرفه در این است که هنر توسط هنر مند اجرا شده و هیچکس نمی تواند بدون داشتن هنر در رگ هایش از آن هنر استفاده کند ! اما حرفه یادگرفتنی و کسب کردنیست و دقیقا این خاصیت شعر سپید است ! شاعرانی مثل شاملو که به راحتی می توانستند هر سبک شعری را ارائه دهند و هنرمند بودند کم کم حذف شدند و شاعرانی آشکار شدند که فقط می توانستند حرفه شعر سپید را بیاموزند و با استفاده از آن معروف شوند.
شاعرانی هستند که همین لحظه چند جمله عاشقانه را پشت سر هم سوار می کنند و اسمش را شعر سپید می گذارند بدون اینکه بتوانند همان مفهوم را به صورت شعر کلاسیک ارائه دهند ! و این یعنی انهدام شعر و ادب پارسی ...

ممنون ...
یک مسکن قوی بخورین چون سرتون رو خیلی در آوردم ...

tempfa.comموضوع: اصلی | لینک مستقیم |  نویسنده: آپولو   |(نظر بدهید.)  tempfa.com
1:21 PM  یکشنبه، 6 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت

سلام

ببخشيد مي خوام يكم سرتونو درد بيارم!

يه جور نظر خواهي مي خوام بكنم كه نسبتآ مهمه!

شما چه جور كتاب هايي رو مي خونيد؟

وقتي ميريد كتاب خونه يا كتاب فروشي بيشتر دنبال چه جور كتاب هايي هستيد؟

بيايد كتاب هاي شعر و علمي رو بذاريم كنار.حالا به داستان كوتاه علاقه داريد يا رمان؟

موضوع رمان هاي مورد علاقتون چيه؟

فكر كنم زياد سؤال پرسيدم حالا بهتره منظورمو از زدن اين حرفا بهتون بگم

كشور ما كشوريه كه خوشبختانه كتاب داخلش با قيمت هاي مناسب عرضه مي شه و الان كه تقريبآ بي سوادي داره ريشه كن مي شه تعداد افراد كتاب خون روز به روز داره بيشتر مي شه.

من بيشتر مي خوام راجع به رمان ها حرف بزنم،رمان ها كتاب هاي مرجع نيستند و آدما براي سرگرمي و اوقات بي كاري اونا رو مي خونن اما آيا اين دليل بر اين مي شه كه رمان با هر موضوعي رو خوند؟

آدما به وجود اومدن كه زندگي كنن و براي زندگي بهتر آدم بايد اطلاعات داشته باشه،درسته كه بي كاري و تفريح رو براي استراحت دادن به مغز گذاشتن اما اين درسته كه به جاي استراحت دادن به مغزمون اونو از يه سري مزخرفات پر كنيم؟

من نمي گم رمان نخونيد من مي گم رماني بخونيد كه آخرش حداقل اگه به يه نتيجه ي علمي نرسيديد،به يه نتيجه ي اخلاقي برسيد.نويسنده براي نوشته ي خودش بايد زحمت بكشه تا چاپ شه و مورد قبول واقع شه و از همه مهم تر فروش بره اما الان ديگه اينجوري نيست...

من قصد تهين ندارم فقط نظرمو دارم مي گم...

هر كسي حوصلش سر ميره يه داستان عشقي،نه عشق مثلآ بين خانواده،عشق بين دو جنس مخالف، مي نويسه كه از اول تا آخر كتاب اين دو شخصيت دارن سختي مي كشن و در آخر كتاب هم يا به هم مي رسن يا يكيشون ميميره و اون يكي هم يا ديوونه مي شه يا از عشق اون ميميره!

آخه اينم شد داستان؟نتيجه اخلاقيش چيه؟فايده ي اين داستان ها چيه؟جز اينه كه مغز و فكر مختل مي شه و به جاي منحرف ميره؟

من چندان نويسنده و ناشر رو مقصر نمي دونم چون نويسنده ذهنيات خودشو روي كاغذ اورده و ناشر هم براي پول اونا رو چاپ كرده اما وزارت ارشاد چرا به اين رمان ها مجوز ميده؟چرا جووناي ما به خصوص دخترا اين رمان ها رو مي خونن؟چرا بايد اينجور رمان ها با تيراژ هاي بالا به چاپ هشتم،نهم برسن؟

نوشتن اينجور رمان ها سخت نيست حتي مي تونيد خودتون امتحان كنيد

گناه نويسنده هايي كه از مغزشون كار مي كشن و براي نوشتن از ايده هاي جالب زاييده ي مغز خودشون استفاده مي كنن چيه؟چرا رمان هاشون فروش نداره؟

فكر نمي كنيد این ظلمه؟فکر می کنید بها گذاشتن به هیچ کار درستیه؟

اگه وضعیت همین جور ادامه پیدا کنه مطمئنآ نویسنده های خوب کشور ما دست از نوشتن و چاپ کتاب هاشون می کشن و کتابخونه ها و کتاب فروشی ها پر از مزخرفات نویسنده های مبتدی و راحت طلب می شه و فرهنگ مردم ایران ما،مهد تمدن،روز به روز کاهش پیدا می کنه.

خواهشآ سرتونو زیر برف نکنید و به نوشته هام خوب فکر کنید!

tempfa.comموضوع: اصلی | لینک مستقیم |  نویسنده: زئوس   | نظرات 3  tempfa.com
3:23 PM  چهارشنبه، 2 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت

با تشكر از

 ashkan_gh مديريت محترم وبلاگ موج

tempfa.comموضوع: اصلی | لینک مستقیم |  نویسنده: زئوس   | نظرات 3  tempfa.com
7:32 PM  دوشنبه، 31 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت

شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد.خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار  در  بين ان مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش کوفته شده است.

دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد .وقتي ميخ را بررسي کرد تعجب کرد اين ميخ ده سال پيش هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!

چه اتفاقي افتاده؟

مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مونده !!!در يک قسمت تاريک بدون حرکت.

چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.

متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.

تو اين مدت چکار مي کرده؟چگونه و چي مي خورده؟

همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر با غذايي در دهانش ظاهر شد .!!!

مرد شديدا منقلب شد.

ده سال مراقبت. چه عشقي ! چه عشق قشنگي!!!

اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشق به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حدي مي

 توانيم عاشق شويم اگر سعي کنيم

tempfa.comموضوع: اصلی | لینک مستقیم |  نویسنده: زئوس   |(نظر بدهید.)  tempfa.com
7:31 PM  دوشنبه، 31 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت

کارای تصویری هیچ کسو مي خوايد؟

بکس سروش.اینجا کلیک کن.....................>

منم همینطور(انیمیشنی)....>اینجا کلیک کن

خدا پاشو.اینجا کلیک کن..........................>

تریپ ما.اینجا کلیک کن............................>

هیچ کس وزدبازی..............>.اینجا کلیک کن

من وایسادم....................> .اینجا کلیک کن

اختلاف.اینجا کلیک کن...........................>

من وایستادم۲.اینجا کلیک کن.................>

خدا پاشو۲......................> اینجا کلیک کن

tempfa.comموضوع: اصلی | لینک مستقیم |  نویسنده: زئوس   |(نظر بدهید.)  tempfa.com
tempfa.comموضوع: اصلی | لینک مستقیم |  نویسنده: زئوس   |(نظر بدهید.)  tempfa.com

11:27 AM  پنجشنبه، 27 تیر هزار و سیصد و هشتاد و هفت

سلام

خوش اومدید به وبلاگ خودتون!!!

(البته مال خودمه ها!!)

اول از همه من نویسنده ی وبلاگ هلگا (فورچوناماژور) بودم که به خاطر برخی از مشکلات حذفش کردم اما دوباره برگشتم!

بعدشم می خوام دعوت به همکاری کنم!

توروخدا هی سر بزنید و نظر بدید.

به جون خودم اینجا هم قشنگه هم کلی چیز واسه دانلود خواهد داشت!

با تشکر

زئوس

tempfa.comموضوع: اصلی | لینک مستقیم |  نویسنده: زئوس   |(نظر بدهید.)  tempfa.com